دل دیوانه و عاشق فرزانه گسست
رخت از خانه گل کاشانه ببست
مست و باده و پیمانه به دست
عاشق به معشوق ریحانه بپیوست
بابک و سیما پیوندتان مبارک
به پای هم پیر بشین
poa

دل دیوانه و عاشق فرزانه گسست
رخت از خانه گل کاشانه ببست
مست و باده و پیمانه به دست
عاشق به معشوق ریحانه بپیوست
بابک و سیما پیوندتان مبارک
به پای هم پیر بشین
poa
خیلی سخته بعد 17 18 سال زندگی تو یه خونه با هم محلی ها دوستا و......
خونتو بفروشی و بری داره گریم میگیره
از وقتی اینجا رو فروختیم یه بغضی تو گلومه
دوستان اگه به وبلاگم سر زدین بدونین هم تونو دوس دارم
درسته بازم شاید شما رو ببینم اما این خونه دیگه رفت
نمیدونم چرا اینجا مینویسم اما فقط اینو میدونم که مینویسم
خدا حافظ
جمعه ها خون جای بارون میچکه
شعر: شهریار قنبری
با صدای زنده یاد فرهاد مهراد
رنگی بر روزگار نمود
تنها مسافر روزگار قصه ای جدید آغاز نمود
سر بر بالین نهاد توشه ای با خود برداشته و راه به سوی
بی کرانه ها نهاد شاید این راه دراز تسکینی باشد
تا نبیند قاصدک میبرد سر لاله ی سرخ
مگسک مینوشد خون ان
poa

خیلی نامردیه بعد 1 مدت جدایی از اینترنتو وب میای
میبینی سایت هاستینگت تحریم شده عکس هات همه
پریده واقعا که....................
ای عاشقانه ترین عاشقانه ی من من امدم
از بهاران
با روزگاران
من امدم!!!!!!!!!